زمین در آرامش نیست. دوازده سفینه فضایی غولپیکر و مرموز به شکل نیمدانه در نقاط مختلف کره زمین فرود آمدهاند. ارتشها و دولتها در حالت آمادهباش کامل هستند، اما بیگانگان هیچ حملهای نمیکنند و فقط در جای خود معلق هستند. ارتش آمریکا از «لوئیس بنکس» (با بازی ایمی آدامز)، یک زبانشناس برجسته و «ایان دانلی» (با بازی جرمی رنر)، یک فیزیکدان نظری دعوت میکند تا به تیم تماس با بیگانگان (که “هپتاپود” نامیده میشوند) بپیوندند و رمز زبان پیچیده آنها را بشکنند. اما لوئیس در تلاش برای رمزگشایی این زبان، درمییابد که این موجودات درکی غیرخطی از زمان دارند و با یادگیری زبان آنها، آینده و گذشته برایش در هم میآمیزد…
- امتیاز IMDb: 7.9 / 10
- سال تولید: 2016
- مدت زمان: ۱ ساعت و ۵۶ دقیقه
- کارگردان: دنی ویلنوو (Denis Villeneuve)
خلاصه داستان
وقتی سفینههای بیگانه در سراسر جهان فرود میآیند، ارتش آمریکا با یک بحران دیپلماتیک بیسابقه مواجه میشود. آنها لوئیس بنکس را به عنوان بهترین امید خود برای برقراری ارتباط میبینند. لوئیس و تیمش وارد سفینه میشوند و با موجوداتی شبیه به اختاپوس (هپتاپودها) روبرو میشوند که زبان آنها به شکل دایرههای مرکب از جوهر است (دایرهای که تمام جمله را یکباره و بدون شروع و پایان نشان میدهد). در حالی که ارتشهای جهان به دلیل عدم درک متقابل در آستانه جنگ هستند و چین تهدید به حمله میکند، لوئیس متوجه یک راز شگفتآور میشود: زبان این موجودات، ادراک انسان از زمان را تغییر میدهد. او شروع به دیدن فلشبکهایی (فلشفوروارد) از آینده میکند، از جمله دختری که هنوز به دنیا نیامده است. حالا او با یک انتخاب اخلاقی و دردناک مواجه است: آیا باید از دانشی که به دست آورده استفاده کند تا زمین را نجات دهد، حتی اگر بداند این دانش آیندهای غمانگیز را برای خودش رقم خواهد زد؟
چرا باید این فیلم را ببینید؟
جزئیات فنی؛ علم زبانشناسی در خدمت سینما
شاید باورتان نشود، اما برای ساخت فیلم «ورود»، کارگردان و تیم نویسندگی از دکتر استفان پینکر (متخصص برجسته زبانشناسی و علوم شناختی از دانشگاه هاروارد) و یک فیزیکدان به نام دیوید برون استفاده کردند تا مطمئن شوند زبانشناسی که در فیلم میبینید بر پایه اصول علمی واقعی است. دایرههای پیچیده (لوگوگرام) که بیگانگان مینویسند، به عنوان یک زبان کامل طراحی شدهاند که نهتنها از نظر بصری زیبا هستند، بلکه قوانین دستوری خاص خود را دارند! نکته جالبتر، حس “لغزش زمان” در فیلم است. تدوینگر فیلم، بخشهای گذشته و آینده را چنان استادانه در هم آمیخته است که مخاطب در طول فیلم دقیقاً متوجه نمیشود که در کدام زمان قرار دارد، تا در نهایت با پیچش پایانی فیلم، همه چیز برای بیننده مثل یک انفجار ذهنی روشن شود. این یک فیلم است که تماشای آن هوش و قلب شما را همزمان به چالش میکشد.
نتیجهگیری نهایی
«Arrival» (ورود) یکی از آن فیلمهای نادر است که شما را وادار میکند با دقت به کلمات و نحوه ارتباط خود با دیگران فکر کنید. این فیلم ادعا میکند که درک شما از گذشته و آینده، فقط یک توهم ذهنی است و اگر بتوانید زبان جدیدی یاد بگیرید، میتوانید جهان را به شکلی کاملاً متفاوت ببینید. اگر به دنبال یک فیلم علمی-تخیلی با مغز و قلب هستید، Arrival بهترین گزینه است.